ما دو تا دوست غریب

 

دلـــت که تــنگِ یکــ نفــر باشــد …
خودِ خــــدا هـــم بیـــاید تا خــوش بگــذرد و لحــظه ای فرامــوش کنی !
فایــــده نــدارد …
تو دلــت تنـــــگ اســــت …
دلــت برای همــان یک نفــر تــنگ است …
تا نیــاید … تا نبــاـشد …
هیــچ چــیز درســت نمیـــشود …

::
::

تقصیر تـــو نیست
لعنتی !
تو آدم بودی .!
من
خدایت کردم

::
::

بیشترین دروغی ک در این دنیا گفته ام ،
این کلمه است :
خـــــــــوبـــــــــــم

نوشته شده توسط عشق در ساعت 15:21 | لینک  | 

گرمای شومینه

عطر برگ های زرد و نارنجی

غروب سرد خورشید

آوای قطره های باران

تپش های گاه و بی گاه قلبت

گرمی دستانت ، شوری اشکانت

تنفس عطر پاییز

و دل سپردن به تو که اهل پاییزی

و عشقت چون گرمای لبسوزِ فنجانِ چایی گرم ،

تمامی من را که از تابستانم ، می شکند در هم !

منی که آفتابم گرم

برگ هایم سبز و رنگین است .

غروبم داغِ داغو

نوایم ، قصه های هرشب جیرجیرک های غمگین است .

سکوت تو بِه از سرمای سنگین است .

تو حتی سکوتت گرم ، عشقت گرم ...

نواهای دلت با ضرب خوش آهنگ دستت گرم .

من اما ، سکوتم سرد و غمگین است .

تپش های دلم با عشق تو گرم و رنگین است .

ای تویی که اهل پاییزی ،

تویی که اهل آذر وَ عشق های لبریزی !

منم آن عاشق تنها ،

منم آن شیفته ای که اهل مرداد است ،

اهل تابستان .

منم آنکس که مهر تو ، کند دیوانه قلبش را

همانکس که عشق تو ، کند ویرانه خانه اش را

چطور پاییز و تابستان

چطور مرداد و آذرماه

چطور من

چطور تو

چطور این عشق بین ما ...

شده است اینگونه گرم و ناب ؟!

جوابش را نمی دانم

جوابش را نمی دانی ...

فقط تنها می دانیم

ما با این عشق آهنگین

جداییم و نخواهد بود وصالی

در هوای سرد و گرم فصل های سال دلتنگی ...!

 

                                                                 سروده: نفس

                                                 تقدیم به مخاطب خاص تمامی اشعارم .

نوشته شده توسط نفس در ساعت 11:51 | لینک 

الان من و تو فقط ۳ ساعت با هم فاصله داریم ... ولی نمیتونیم پیش هم باشیم .

خیلی دلم واست تنگ شده ... مواظب خودت باش اکسیژن من .

نوشته شده توسط نفس در ساعت 14:7 | لینک 

سال ۹۱ بود ... ۳ شهریور .

من بودم و وبلاگم و کلی دوست .

همون روز بود که یه نفر با کامنت بسیار صمیمیش که اولین نظرشم بود ، توجه منو به خودش جلب کرد .

رفتم وبش و دوستیه ما از همونجا شروع شد .

به نظرم دختر فوق العاده مهربونی بود ...

البته هنوزم مهربونه ... شاید بیشتر از اون موقع !

دوستی ما پیشرفت کرد و به اوجش رسید ... تا اونجایی که الان شده بهترین کسم .

سالروز آشنایی مون مبارک عشقم ...

 

نوشته شده توسط نفس در ساعت 21:21 | لینک 

دلم میخواد که کنار تو باشم و حرف دلم رو واسه تو بگم

بگم که هرچی میگی تو میدونم و هرجوری که تو میخواستی میشم عزیزم

برای من تو تمام وجودم و عمرم و عشقمی تا همیشه

میخوام بدونی دلم رو تو بردی و مال منی دیگه هرچی بشه عزیزم

میخوام بگم که بمونی تو پیشم و هیچ موقع تنها نذاری منو

میخوام بگم که نباشی میمیرم اگه بری و جا بذاری منو .... 
نوشته شده توسط نفس در ساعت 19:42 | لینک 

بغضم گرفته وقتشه ببارم

چه بی هوا هوای گریه دارم

باز کاغذام با تو خط خطی شد

خدا این حس و حال دوست ندارم 

باز دور پنجره قفس کشیدم

دوباره عطر تو نفس کشیدم

قلم تو دست من پر از سکوته

دوباره از ترانه دست کشیدم

باز خاطرات تو همین حوالیه

حالم همینه و یه چند سالیه جای تو خالیه

جز تو تمام شهر میدونن حالمو

مثل کبوترم که سنگه آدما شکسته بالمو

این قلب بی قرارو از تو دارم

این حس انتظارو از تو دارم

اسمت هنوز دور گردنم هست

من این طناب دارو از تو دارم

اسمت نوشته رو بخار شیشه

دلی که بی تو باشه دل نمیشه

من موندم و یه سایه توی خونه

میترسم اونم حتی رفتنی شه ....

 

نوشته شده توسط نفس در ساعت 0:10 | لینک 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط نفس در ساعت 19:0 | لینک 

...
ادامه مطلب
نوشته شده توسط نفس در ساعت 19:30 | لینک 

کاش می دانستی

                نفس هایم ، بی تو

                                  چقدر دلتنگ است ...! 

نوشته شده توسط نفس در ساعت 16:6 | لینک 

 

 

  

نگــرانت هستـــم عشــق من ايـن ديگـــر دست خــودم نيست ! فصــل شيرينـــي

لحظــههاست اما، ... من همچنــان تابستــان که مي شــود ... دلــم شــــور مي زند !!!

 


سلام  نفسم...احیانا نت منم خراب شده نمیتونم به هیچ وجه برم مدیریت گروهی وب تا پست بزارم به خاطر همین اینجا گذاشتم...خیلی دوست دارم مراقب خودت باش


 

 

نوشته شده توسط نفس در ساعت 13:39 | لینک